مداح اهل بیت (ع) حاج محمد هادی طیبی

نغمه سرایان استان مرکزی

مداح اهل بیت (ع) حاج محمد هادی طیبی

نغمه سرایان استان مرکزی

مداح اهل بیت (ع) حاج محمد هادی طیبی

مدیریت وبلاگ

تقویم ساعت

نویسندگان

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ولایت شهدا و دفاع مقدس» ثبت شده است


محکومیت آل سعود- تقدیم به شهدای مظلوم منا

دستور خدا پیروی از امر امیر است

                                                     کردار علی گونه مراعات نظیر است

ای حیدریان ، فاطمیان ، ظلم ستیزان

اسلام به دست ستم امروز اسیر است

امروز به میدان عمل گوی مهیاست

برخیز پشیمانی فردای تو دیر است

فردا نتوان کرد عمل، روز سؤال است

آنجا که قلم بر کف منکر وَ نکیر است

در هیئتِ خود بیعت خود تازه نمائیم

هر روز برای دل ما روز غدیر است

نه قافیه معیار محبت نه قیافه

با قافله پیوسته هر آنکس که بصیر است

چون اشعریان قاضی مکار نباشیم

این موعظه ی نغز ز عمار کبیر است

ما دل به امان نامه ی ابلیس نبستیم

چون ملت ما غیرتی و پاک ضمیر است

خائن بُوَد آن کس گذرد از خط قرمز

از توطئه ی اجنبی الله خبیر است

ایران ندهد باج به دجّال زمانه

این منطق ما بر دل بیگانه چو تیر است

از عهد ابوالفضلی خود روی مگردان

سرباز حسینی، دگر ایام خطیر است

سیلی به رخ آل سعودی بزن امروز

فردا نزند فاطمه را، خصم شریر است

درسی خشن و سخت به وهابی دون ده

عالم متوجه بشود شیعه دلیر است

ای کشته ی مظلوم منا، حق شما را

گیریم ز دشمن که عدو خوار و حقیر است

احرار به زیر علم کرب و بلایند

بنگر پسر فاطمه سرباز پذیر است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۳۱
یاسین


                                               محکومیت آل سعود- تقدیم به شهدای مظلوم منا

در ده هزار حنجره لحن صدا یکی ست:

نفرین به بت پرستی مردم! خدا یکی ست

«انی مهاجر»سخن آخر تو بود

مقصد اگر خداست فنا و بقا یکی ست

لبیک گو بسوی شهادت شتافتند

پیغام خون این همه حاجت روا یکی ست:

مهمان کشی ست شیوه مرسوم بزدلان

ظلمی که در مناست و در کربلا،یکی ست

خونی که ریخته ست به ناحق به روی خاک

بن مایه ی تمامی این قصه ها یکی ست

با اینکه قرن هاست تفاوت میانشان

در سوگ هر دو حادثه صاحب عزا یکی ست

***

با تشکر از شاعر گرامی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۲۵
یاسین


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۳۵
یاسین

اشعار روز عرفه

  • ۲۲۱ نمایش
  • اشعار روز عرفه

    چه خوب شد عرفه دلبرم صدایــم کرد
    خدا به خاطر ارباب این عطایـــم کرد

    به دامن جبل الرحمه پا به پای حبیـب
    به آستان رفیع دعا رهایـــــــم کرد

    چه فرصتی که به همراه کاروان حسین
    مسافر سفر دشت نینوایــــــــم کرد

    زسعی مروه و سعی صفا عــــبورم داد
    به طوف حج حقیقی دل آشنایـم کرد

    چه منتی که در این روز معرفت،اربـاب
    به خوان نعمت العفو خود گدایــم کرد

    منی که هیچ نبودم به شی مذکــوری
    به حب فاطمه شایسته ثنایم کـــــرد

    به افتخار علی ره به بام هـــایـــم داد
    که هم نشین تمام فرشته هایــم کرد

    ز گریه حوله احرام دلبرم خیس اسـت
    صدای ناله ارباب مبتلایم کـــــــرد

    همه به حال دعای حسین می گـریند
    نوای یارب زینب پر از نوایــــم کرد

    به دیده اشک مناجات کنندگان زیباست
    زگاهواره خود کودکی ندایم کــــــرد

    علی اکبر و طعم فراز های دعـــــــا
    به شیوه های دعا خواندن آشنایم کرد

    به اشک چشم علمدار کاروان سوگــند
    حسین بود که دلداده خدایم کـــــرد

    همان حسین که با جلوه کرامت خــود
    کرم نمود و صدا سوی خیمه هایم کرد

    -----------

    شرح دعای عرفه، خون دلِ خونِ خداست
    فلسفه ی وجودی اش، غم تمام انبیاست
    بر دل حکومت می کند هر جمله اش دانی چرا؟
    چون عرفه ورودِ به، محرم و کربلاست

    ------------

    تنگ غروب و ساحلِ شور و نوای عرفه
    شکسته کشتی دلم، به ناله های عرفه
    بر پرِ سجاده‌ی دل، گره نشسته، وا نما
    ای گل سجاده نشین، به یک دعای عرفه

    به روی خاک بسته‌ام، تیمم نیایشی
    تو را قسم اشارتی، بر این گدای عرفه
    دخیلِ بندِ خیمه‌ی عزیزِ آل کوثرم
    شفا بده مریض را، تو ای شفای عرفه
    قسم به جد اطهرت، قسم به اشک مادرت
    به هر نفس بخوانمت، به نغمه‌های عرفه
    رها نمی‌کنم تو را، غریب دشتِ زمزمه
    من و غروبِ قسم و تو و خدای عرفه
    چه کرده‌ای تو با دلم، در این نسیمِ واپسین
    به روضه‌ای مهار کن! تو عقده های عرفه
    ---------------

    آه ای خیمه نشین عرفات
    وارث خون قتیل العبرات

    در کجایی که دلم بی تاب است
    تشنه ام وصل تو جانم ناب است

    بی جمال تو سیه خورشید است
    آرزویت سحر امید است

    آه ای خیمه نشین ماه علی
    دیدن روی تو فیض ازلی

    من به مهر تو گرفتار شدم
    بین که از هجر تو بیمار شدم

    تا که از ماه رخت دور شدم
    شب ظلمانی و بی نور شدم

    کن دعا جانب تو برگردم
    تا که دلداده ی دلبر گردم

    آه ای خیمه نشین در صحرا
    یوسف گم شده ای از زهرا

    همچو یعقوب اسیر آهم
    بوی پیراهن یوسف خواهم

    در کجا خیمه زدی دلبر من
    تا شوی قبله ی چشم تر من

    وارث خون گل یاس تویی
    گریه کن بر غم عباس تویی

    خیمه ای که روضه اش خواند کسی
    تو سراسیمه به خیمه برسی

    حال در مجلس ما هم تو بیا
    که شده روضه سقا بر پا

    -----------

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۴ ، ۲۰:۱۹
    یاسین


    آمدی سوی وطن خسته نباشی پسرم
    آبرو دادی به من ، ای گل بی بال و پرم
    حسرت دیدن تو موی مرا کرده سفید
    ز فراق تو خم افتاده میان کمرم
    مرد دریا دل من ، موج حریف تو نبود
    ز چه رو غرق شدی ، دور شدی از نظرم
    سالها بود و نبودت همه روز و همه شب
    لحظه لحظه به خداوند قسم زد شررم
    آمدی باز کنارم که نگاهت بکنم
    پیش چشمان منی ، بر سر تو نوحه گرم
    ز چه پنهان شده دستان تو پشت کمرت
    با پدر دست بده شعله نکش بر جگرم
    صورتت خاکی شده مرغک پر بسته ی من
    آنچنانی که زمین خورده علمدار حرم

                                                                               شادی روح شهدا صلوات        

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۴ ، ۰۰:۲۸
    یاسین
    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۴ ، ۰۰:۰۱
    یاسین

    تقدیم به 175 شهید غواص

    گویا رسیده اند که ما را صدا کنند

    ما را دوباره با خودشان آشنا کنند

    برگشته اند این صد و هفتاد و پنج نور

    ما را ز بند ظلمت غفلت رها کنند

    هل من معین حجت حق را شنیده اند

    برگشته اند باز به او اقتدا کنند

    بسیار اندک اند کسانی که در عمل

    جان را برای حضرت جانان فدا کنند

    جان داده اند در غم و غربت به قتل صبر

    تا سینه را به داغ حسین آشنا کنند

    دل را به راه دوست به دریا زدند تا

    دریادلانه در یم رحمت شنا کنند

    سوگند می خورم که شهیدان راه عشق

    با دست بسته هم گره از خلق وا کنند

    باب الحوائج اند به آن ها رجوع کن

    از این قبیله هر چه بخواهی، عطا کنند

                                                             شاعر : ذوالقدر


    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۵۵
    یاسین

    تقدیم به شهدای غواص


    ماهی سرخ عاشق دریا

    دست بسته رسیده ای از راه

    صد و هفتاد و پنج حسرت را

    باخود آورده ای فقط همراه

     مادرت ایستاده باحسرت

    هر زمان که شهید آوردند

    باز در بین تیترهای خبر

    هی بخوان که شهید آوردند

     بی قرارت شده است و قطره اشک

    نمکی روی زخم او شده است

    دست هایی که دست بسته تو را

    پیش چشم زمانه رو شده است

     صدو هفتاد و پنج زنده به گور

    گنج هایی که در دل خاکند

    صد و هفتاد و پنج ماهی سرخ...

    و خبر ها چقدر غمناکند

    در دل رود بی قراری بود

    اشک مادر همیشه جاری بود

    خبر آمد رسیده ای از راه

    آخرین موسم بهاری بود

    دل به دریا زدی ولی ای عشق

    از دل خاک سر برآوردی

    از سفر جز پلاک خونی خود

    باخودت چیز دیگر آوردی؟

    آمدی و خوش آمدی اما

    مادرت بود و چشم هایی تر

    جای تو بر زمین نخواهد بود

    ماهی سرخ از آسمان چه خبر؟

                                                                                   شاعر: مرضیه فرمانی

    ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۴۳
    یاسین

    یا هو

    اسلام که شد جهانی از وحدت بود
    دین رمز بقاء عزت و قدرت بود
    صبر علی و صلح حسن جنگ حسین
    از بهر بقای وحدت امت بود
    -------
    ما جز خدا به غیر توکل نمی کنیم
    ما جز به اهل بیت توسل نمی کنیم
    باید دراین زمانه ولایت مدار بود
    ورنه به هیچ جای جهان گل نمی کنیم
    ما ذاکریم نه، همه سرباز رهبریم
    هر جا که امر کرد تأمل نمی کنیم
    هرکس که در مقابل آقا بایستد
    در هر لباس و پست تحمل نمی کنیم
    ======
    وگرنه دست خداست بر سر ما
    وگر نه لطف علی است یاور ما
    از چه رو با تمام توطئه ها
    در امان مانده است کشور ما
    این همه لطف چهارده معصوم
    این همه التفات داور ما
    هست از احترام این شهدا
    هست از آبروی رهبر ما
    که جهان مات مانده در کارش
    یارب از هربلا نگهدارش

                                                                استاد اکبر زاده

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۱۸
    یاسین


    کجایند شور آفرینان عشق

    بنام خداوند شور آفرین

    خداوند والفجر و فتح المبین

    خداوند آنها که پرپر شدند

    شب آتش و خون کبوتر شدند

    خداوند موسی ، خداوند نوح

    خداوند شبهای فتح الفتوح

    خداوند مردان اهل نبرد

    خداوند غیرت، خداوند درد

    بنام خدایی که نور آفرید

    شب حمله عشق و غرور آفرید

    خداوند گردان قایق سوار

    خداوند شیران شب زنده دار

    بنام خداوند حال و قدیم

    خداوند شبهای هورالعظیم

    خداوند دستان ذکر و دعا

    خداوند مجنون خیبر گشا

    خدایی که شادی و غم آفرید

    محرم نوشت و علم آفرید

    سفرنامه کربلا را سرود

    بدنهای از تن جدا را سرود

    ***

    خدایی که در قلب ما جان نوشت

    معمای عشقی چو چمران نوشت

    خدایی که دل داد چون باقری

    یلی قهرمان داد چون باکری

    گلستان شبها، شب پاوه بود

    چراغ شب قدسیان کاوه بود

    ندارد جهان این چنین گوهری

    همانند شیرودی و کشوری

    خوشا یاد خرازی و کاظمی

    خوشا شور آوینی و عاصمی

    خوشا عزم همت به دل داشتن

    به جان بیرق خون برافراشتن

    ***

    بنام شهیدان والفجر هشت

    دلاور نشانان دریا و دشت

    بنام شهیدان بدر و حنین

    شهیدان یا فاطمه یا حسین!

    همانها که رفتند تا ما شویم

    برای لب تشنه دریا شویم

    ***

    «خوشا یادی از آن همه یادها

    شب قصر شیرین و فرهادها»[1]

    خوشا نور عشقی که شد منجلی

    خوشا رمز یا فاطمه یا علی!

    خوشا یادی از کربلای چهار

    خوشا آن همه عاشق بی مزار

    علی صولتانی شهادت طلب

    غیوران یکرنگ زهرا نسب

    ***

    شما ای همه منتشر در زمین!

    بدنهای مجروح میدان مین!

    شماها، رها در مسیری زلال

    و ما غرق گردابی از قیل و قال

    شما مرد میدان و مرد نبرد

    مریدان عشق و رفیقان درد

    شما عاشقان به دریا زده

    قدم بر مدار خطرها زده

    شما شهره در پهنه ی آسمان

    ولی در زمین همچنان بی نشان

    شما لاله هایی رها در بهشت

    و ما خسته گان راهی سرنوشت

    شما آن سوی سنگر و خاکریز

    و ما غرق پست و گرفتار میز

    ***

    ببخشید اگر نامتان برده ام

    من امروز زخمی نمک خورده ام..

    ! شهدا شرمنده ایم

    ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۰۹
    یاسین