مداح اهل بیت (ع) حاج محمد هادی طیبی

نغمه سرایان استان مرکزی

مداح اهل بیت (ع) حاج محمد هادی طیبی

نغمه سرایان استان مرکزی

مداح اهل بیت (ع) حاج محمد هادی طیبی

مدیریت وبلاگ

تقویم ساعت

نویسندگان

موضوعات

  • ۲۱۱ نمایش
  • اشعار موضوعی

    مدح ،سرود ، مرثیه و نوحه اهل بیت علیهم السلام
    موضوعات قبل از هر مناسبت به روز خواهد شد

     

    حضرت محمد صلی الله علیه وآله

    مدح

    مرثیه

    حضرت امیر المومنین علیه السلام

    مدح

    مرثیه

    حضرت فاطمه سلام الله علیها

    مدح

    مرثیه

    حضرت امام مجتبی علیه السلام

    مدح

    مرثیه

    حضرت امام حسین علیه السلام

    مدح

    مرثیه

    حضرت امام سجاد علیه السلام

    مدح

    مرثیه

    حضرت امام باقر علیه السلام

    مدح

    مرثیه

    حضرت امام صادق علیه السلام

    مدح

    مرثیه

    حضرت امام کاظم علیه السلام

    مدح

    مرثیه

    حضرت امام رضا علیه السلام

    مدح

    مرثیه

    حضرت امام جواد علیه السلام

    مدح

    مرثیه

    حضرت امام هادی علیه السلام

    مدح

    مرثیه

    حضرت امام عسکری علیه السلام

    مدح

    مرثیه

    حضرت امام مهدی علیه السلام

    مدح

    مناجات

    حضرت زینب سلام الله علیها

    مدح

    مرثیه

    حضرت عباس علیه السلام

    مدح

    مرثیه

    حضرت علی اکبر علیه السلام

    مدح

    مرثیه

    شهدای کربلا

    مدح

    مرثیه

    بانوان اهل بیت علیهم السلام

    مرثیه

    اربعین حسینی

    مرثیه

    ولایت ، شهدا و دفاع مقدس

    اشعار

    مناجات و نیایش

    اشعار

    سایر موضوعات

    اشعار

    امور مداحی

    مطالب

     

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۱۵
    یاسین


    محکومیت آل سعود- تقدیم به شهدای مظلوم منا

    دستور خدا پیروی از امر امیر است

                                                         کردار علی گونه مراعات نظیر است

    ای حیدریان ، فاطمیان ، ظلم ستیزان

    اسلام به دست ستم امروز اسیر است

    امروز به میدان عمل گوی مهیاست

    برخیز پشیمانی فردای تو دیر است

    فردا نتوان کرد عمل، روز سؤال است

    آنجا که قلم بر کف منکر وَ نکیر است

    در هیئتِ خود بیعت خود تازه نمائیم

    هر روز برای دل ما روز غدیر است

    نه قافیه معیار محبت نه قیافه

    با قافله پیوسته هر آنکس که بصیر است

    چون اشعریان قاضی مکار نباشیم

    این موعظه ی نغز ز عمار کبیر است

    ما دل به امان نامه ی ابلیس نبستیم

    چون ملت ما غیرتی و پاک ضمیر است

    خائن بُوَد آن کس گذرد از خط قرمز

    از توطئه ی اجنبی الله خبیر است

    ایران ندهد باج به دجّال زمانه

    این منطق ما بر دل بیگانه چو تیر است

    از عهد ابوالفضلی خود روی مگردان

    سرباز حسینی، دگر ایام خطیر است

    سیلی به رخ آل سعودی بزن امروز

    فردا نزند فاطمه را، خصم شریر است

    درسی خشن و سخت به وهابی دون ده

    عالم متوجه بشود شیعه دلیر است

    ای کشته ی مظلوم منا، حق شما را

    گیریم ز دشمن که عدو خوار و حقیر است

    احرار به زیر علم کرب و بلایند

    بنگر پسر فاطمه سرباز پذیر است

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۳۱
    یاسین


                                                   محکومیت آل سعود- تقدیم به شهدای مظلوم منا

    در ده هزار حنجره لحن صدا یکی ست:

    نفرین به بت پرستی مردم! خدا یکی ست

    «انی مهاجر»سخن آخر تو بود

    مقصد اگر خداست فنا و بقا یکی ست

    لبیک گو بسوی شهادت شتافتند

    پیغام خون این همه حاجت روا یکی ست:

    مهمان کشی ست شیوه مرسوم بزدلان

    ظلمی که در مناست و در کربلا،یکی ست

    خونی که ریخته ست به ناحق به روی خاک

    بن مایه ی تمامی این قصه ها یکی ست

    با اینکه قرن هاست تفاوت میانشان

    در سوگ هر دو حادثه صاحب عزا یکی ست

    ***

    با تشکر از شاعر گرامی

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۲۵
    یاسین

        یا امام رضا(ع)


    ای که چون من هزارها داری


    آسمانی پُر از دعا داری


    دستهایم دخیلتان هستند


    بسکه دستِ گره گشا داری


    از گدا هم کریم میسازی


    بسکه اعجاز کیمیا داری


    من هوای تورا به سر دارم


    تو هوای دلِ مرا داری


    هرچه بیمار هم بیاید باز


    تو برایِ همه دوا داری


    دلشکسته کسی به من میگفت:


    خوش به حالت امام رضا داری



    در ِ این خانه را زدم عشق است


    کفتر جلدِ مشهدم عشق است



    آمدی مستجابمان کردی


    یک پیاله شرابمان کردی


    چقدر خوب شدبرای سفر


    یا رضا انتخابمان کردی


     شب به دنبالمان فرستادی


    از خجالت که آبمان کردی


    سنگ کم قیمت و کمی بودم


    واقعاً دُرّ نابمان کردی


    این همه خوب دورتان بود و


    باز ما را حسابمان کردی


    ذره بودیم و هیچ بودیم و


    آمدی آفتابمان کردی


    نور شمس شموس نور شماست


    یا رضا ارض طوس طور شماست


    زلف آشفته ی پریشان را


    حالِ این بلبل غزل خوان را


    تو ببین و برام خالی کن


    حجره ی روبه روی ایوان را


    پایتخت رفیع سلطنتَت


    بنده کرده دو صد سلیمان را


    تا نقاب از رُخت کنار زدی


    شیعه کردی تمام ایران را


    ناقه ات تا رسید نیشابور


    سجده کردند جام سلطان را


    مرد سلمانی ِ شما دارد


    همه ی رتبه های سلمان را


    نجف و کربلای ما کردند


    جنت مشهد خراسان را 


    به حرم پر زدم خدا را شکر


    زائر مشهدم خدا را شکر


    ما ندیدیم بام از این بهتر


    هیچ جا احترام از این بهتر


    آهوی دام ِ آهویت هستم


    نیست صیاد و دام از این بهتر


    از تهِ دل سلام همسایه


    ای سلام اَلْسلام از این بهتر


    با جُزامی ، غلام ، همسفره


    من ندیدم مرام از این بهتر


    برتر از حاکمی ، سلیمانیست


    تو بگو که کدام از این بهتر


    نوکر خانه ی تو باشم من


    که نباشد مقام از این بهتر 


    غیر نوکر شدن چه میخواهم؟


    جز کبوتر شدن چه میخواهم؟


    باز دارم به سر هوای ضریح


    دل من تنگ شد برای ضریح


    دوست دارم رها شوم از خود


    در میان سر و صدای ضریح


    چقدر دل شکستگی خوب است


    در حریم پر از دعای ضریح


    دستهایِ پر از تمنایی


    میخورد رویِ حلقه های ضریح


    میشود خوبتر خدا را دید


    در همان یا رضا رضای ضریح


    واجب است به هر عاشق


    سجده ی شکر عشق پای ضریح


    حرم ثامن الحجج رفتم


    میلیون مرتبه به حج رفتم


    اشک با من سرود غم با تو


    نوحه ی گریه دار و دَم با تو


    گفتن شعر ِ روضه ها با من


    جلوه دادن به محتشم با تو


    ناله از دل زدن فقط با من


    کربلا کردن دلم با تو


    گذری کن شبی به روضه ی ما


    چشم با این گدا، قدم با تو


    دست با من ، به سر زدن با من


    زدن ِخیمه و علم با تو


    روضه خواندن برای تو با من


    گریه های مُحَرمم با تو


    روضه خواندی تو ای امام غریب


    جَدِّ ما تشنه بود یَابنَ شبیب

     

    جَدِّ مارا سوارها کشتند


    بین گودال بارها کشتند


    جَدِّ ما یک نفر ولی اورا


    لشگری از هزارها کشتند


    اعتبار تمام عالم را


    جمع بی اعتبارها کشتند


    نعل ها گرد و خاک میکردند


    جَدِّ مارا غبارها کشتند


    خواهرش را پس از بریدن سر


    خنده ی نیزه دارها کشتند


     


    وای از داغ عصر ِ روز ِ دهم


    وای از ضربه ی دوازدهم


    (جواد پرچمی)

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۵ ، ۱۵:۰۷
    یاسین

    امام رضا(ع)-مدح و مناجات


    سائل به سفره خانه ی ارباب تا رسید


    نقاره ای زدند که یاران گدا رسید


    من آمدم که باز گدایی کنم تو را


    اینبار هم به دادِ گدا آشنا رسید


    یک بار آمدیم طواف حریمتان


    صدها هزار مرتبه خیرش به ما رسید  


    دل برده از بهشت، زوایای مرقدت


    ازبس که در حریم تو بوی خدا رسید


    رحمت در ازدحام حرم موج می زند


    وقتی نگاه حضرت موسی الرضا رسید


    باب الجواد باب ورود بهشت ماست


    باب هدایتی است که از هل اتی رسید

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۵ ، ۱۴:۵۷
    یاسین

    عید برشما مبارک

  • ۱۹۳ نمایش

  • اس ام اس عید فطر 93 , تبریک عید فطر 93

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۵ ، ۲۳:۳۰
    یاسین

    یارب و یا الهی  

    در سینه مانده آهم ، خیلی دلم گرفته

    خسته از اشتباهم ، خیلی دلم گرفته

    بر نفس خود اسیرم ، از شرم سر به زیرم

    از بس که رو سیاهم خیلی دلم گرفته

    خیلی مرا صدا کرد ، آخر خودش حیا کرد

    شرمنده از الٰهم ، خیلی دلم گرفته

    در بندگی ضعیفم ، شیطان شده حریفم

    گمراه بین راهم ، خیلی دلم گرفته

    نامحرمان به لبخند ، اشک مرا گرفتند

    خشکیده شد نگاهم ، خیلی دلم گرفته

    وقتی اطاعتم رفت ، دوران عزتم رفت

    درمانده قعر چاهم ، خیلی دلم گرفته

    شاه نجف امیدم ، دیشب به خواب دیدم

    ایوان طلای شاهم ، خیلی دلم گرفته

    تشنه شدم دوباره ، دلتنگ و بی قرارِ

    ارباب و قتلگاهم ، خیلی دلم گرفته

    یک سو سه ساله افتاد ، خواهر به ناله افتاد :

    برخیز ای پناهم خیلی دلم گرفته

    بعد از علیِ اکبر ، بعد از تو ای برادر

    در بند یک سپاهم ، خیلی دلم گرفته

    من می روم اسیری ، جای کفن حصیری

    شاید شود فراهم ، خیلی دلم گرفته

     

    شاعر : محمد جواد شیرازی


    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۵ ، ۰۱:۴۲
    یاسین

    یا حسین ابن علی (ع)

    عمری ست کشیدم به دلم بار غمت را

    عمری ست کشیدم سر دوشم علمت را

    عمری ست به دل نقش نمودم به خط اشک

    ای خون خدا شعر خوش محتشمت را

    باز آمده از راه گدای همه روزه

    کوتاه مکن از سر او لطف کمت را

    سوگند به زهرا برسان لحظه ی آخر

    بر دیده ی این غمزده خاک قدمت را

    تا جان دوباره من دل مرده بگیرم

    بفرست مسیحا به دل مرده دمت را

    احسان قدیمی و در مرحمتت باز

    عالم همه دیده ست عطا و کرمت را

    کن قسمت من باز که بیچاره ترینم

    آقا که ببینم شب جمعه حرمت را

    بالای قد و قامت خونین ابالفضل

    دیدند ز خیمه همه آن قد خمت را

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۵ ، ۰۱:۳۲
    یاسین

    الهی العفو ...

    گرچه پرم وا می شود با ذکر استغفارها

    پرواز دشوار است با سنگینی این بارها

    گرچه تو خوبی من بدم هر بار گفتی آمدم

    توفیق پیدا کردم از فیض نگاه یارها

    صد بار گفتم عاقبت یک بار توبه می کنم

    آخر نمی آید چرا یک بار ، این یک بارها

    من هر کجا که رو زدم رویم خریداری نداشت

    پس بعد از این دیگر بس است رفتن سوی بازارها

    دل مرده گشتم از گناه دل خسته ام از اشتباه

    دیگر نمی لرزد دلم از دوری دلدارها

    وقتم کم و راهم دراز با این گدا قدری بساز

    هر جا روم سد می کند راه مرا دیوارها

    سودی نمی بخشد اگر شب زنده داری های من

    پس خوش به حال لذت خوابیدن هشیارها

    گاهی ادا گاهی قضا گاهی خدا گاهی خطا

    خسته شدم جان خودم از این همه تکرارها

    گیرم مددکاری برای کار من پیدا نشد

    نام علی وا می کند آخر گره از کارها

    ذکر و دعای بی علی مثل غذای بی نمک

    از برکت نام علی شیرین شود گفتارها

    من سال ها دیوانه ی ایوان طلای حیدرم

    عشق است با نام علی سرها رود بر دارها

    گفتم مرا یک کربلا مهمان کن و جانم بگیر

    بس کن برایم ناز را در پای این اسرارها


     

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۵ ، ۰۱:۲۵
    یاسین

    یا امیرالمومنین(ع)

    مرا به عالم زر بود با تو این میثاق
    که باشم از همه عالم فقط تو را مشتاق

    هنوز خلق نگردیده بود آب و گلم
    که در حریم دلم بر تو ساختند رواق

    ز بس به روی تو عاشق شدم نمی دانم
    ز شوق وصل مرا می کشند یا به فراق

    به شوق آن که بیایی به دیدنم دم مرگ
    در انتظار اجل سخت طاقتم شده طاق

    به نامهٔ گنهم خط قرمزی بکشید
    که برد مهر علی در بهشتم از ارفاق

    ز دست دشمنت ار آب سرد بستانم
    هماره باد حمیم جهنمم به مذاق

    ولایت تو از آن در دلم ولادت یافت
    که مُهر مهر تو را مادرم گرفت صداق

    اگر ز مهر تو غفلت کنند اولادم
    کنم به ناله و نفرین تمامشان را عاق

    تو دست و چشم و زبان خدایی ای مولا!
    خدا گواست که نبود به گفته ام اغراق

    هزار بوسه به شمشیر و دست و بازویت
    که شیر خوانده تو را قادر علی الاطلاق

    هنوز شیر ننوشیده چشم نگشوده
    به یک تکان تو بگسست رشته
    ٔ قنداق

    شنیده ام که جهان را طلاق دادی تو
    چگونه عقد نکردی و دادی اش سه طلاق

    به دشمنان تو این کمترین عذاب بود
    که با حمیم جهنم کنند استنشاق

    گدای کوی توام یا علی نگاهم کن
    به دست بذل نمودی، ز چشم کن انفاق

    از آن تخلص خود را نهاده ام "میثم"
    که اشتیاق توام بوده است سبک و سیاق

    غلامرضا سازگار

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۳:۳۹
    یاسین

    نوشته اشک

    ای مرغ سحر! صبح شد و یار نیامد
    ای شب! چه شد؟ آن شمع شب تار نیامد
    ای نخل! غریبی که به دامان سحرگاه
    آبت دهد از دیدۀ خونبار نیامد
    ای چاه! امامی که ز سوز جگر خویش
    می‌گفت به تو راز دل زار نیامد
    خورشید ولایت که در اطراف فقیران
    پوشید دل شب گل رخسار نیامد
    فریاد برآرید ز دل، منبر و محراب!
    کای مسجدیان حیدر کرار نیامد
    هر شب ز غم فاطمه می‌سوخت و می‌گفت
    آمد سحر و قاتل خونخوار نیامد
    با اشک نوشته است به رخسار یتیمی
    مادر! پدرم از پی دیدار نیامد
    مظلوم‌ترین رهبر تاریخ علی بود
    بی یارتر از او به جهان یار نیامد
    دیدند همه فاطمه‌اش نقش زمین شد
    بر یاری او یک تن از انصار نیامد
    «میثم»به خدا جامعه خواب است،وگرنه
    ماننـد علـی رهبـرِ بیـدار نیـامـد

    استاد حاج غلامرضا سازگار

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۳:۳۴
    یاسین